در اینترنت مطلبی را دیدم در مورد مصاحبه فرزاد حسنی با قاضی مر تضوی. در این مصاحبه یک نکته نظر من را جلب کرد و آن نکته جوابی بوذ که مرتضوی در پاسخ به سوئال مجری در مورد علت موفقیت اش در کارش را از او پرسیده بود و مرتضوی در پاسخ گفته بود دلیل اش "تقوا"ی اش می باشد.
بحث بر سر اینکه هدف جمهوری اسلامی از این خود زنی ها و برنامه های تلوزیونی چیست؟ و اینکه چه اهدافی را دنبال می کنند را به بعد موکول می کنم / نکته مورد نظر من "تقوا"ی قاضی مرتضوی می باشد.
توجه کنید وقتی که اساس و چارچوب یک حکومت بر پایه یک آیین و یا مذهب پوسیده و نا معقولی مانند اسلام پایه گذاری شده باشد و به اصطلاح یک حکومت اسلامی بر جامعه حکمرانی نماید و معیارهای شرعی و اسلامی جهت تشخیص شایستگی افراد مورد استفاده قرار گیرد/ کیفیت دیالوگ ها و سطح خرد پذیری آنها چقدر تنزل می یابد.ببینید که حکمرانی حکومت اسلامی بر کشور مسئولیت های مدیریتی کشور را به عهده چه قماش افرادی سپرده است.حالا دیگر براحتی می توان نتایج شیوه های مدیریتی حکومت اسلامی را با دلایل موفقیت مدیرانش مقایسه کرد و فهمید که دلیل این "شلم شوربا" در ایران چیست!
لطفا هم اکنون تصور نمایید چه تعداد مدیرانی در این کشور با کمک "تقوا"ی خود در سمت های مدیریتی حود موفق می شوند و لطفا تصور کنید که چه تعداد جوان تحصیل کرده و آماده به بازده ای در زمینه تخصصی خود تحت مدیریت این افراد با "تقوا" مشغول به کار هستند . تصور کنید که انرزی این گروه اجتماعی که تشنه یاد گیری و کسب تجربه می باشد چگونه به هدر می رود وچگونه دچار سر خوردگی می شوند.من به عنوان یک جوان ایرانی که تحصیلات مهندسی دارم چون تجربه کار در ایران و هم در خارج ایران را دارم بطور کاملا ملوموسی می توانم "تقوا"ی مدیران در ایران را حس کنم و تفاوت میان یک مدیر با تقوا در حکومت اسلامی با یک مدیر بی تقوا در یک حکومت غیراسلامی را ببینم.
لطفا یکبار دیگر تاثیرات اسلام بر کشورمان ایران را ارزیابی کنید و ببینید که بطور مستقیم و غیر مستقیم ما چه هزینه های را باید بپردازیم تنها به این دلیل که حکومت در ایران اسلامی می باشد.تصور نمایید اگر ایران با تمامی امکانات منحصر بفرد زئوپولیتیکی و منابع انرزی دارای یک نظام سکولار ودذموکراتیک بود / مطمئنا در یک جایگاه آبرومندانه تر و بهتری می بود.من قصد بی احترامی به عقاید و دین هیچ کسی را ندارم و همیشه سعی بر احترام به اعتقادات شخصی افراد دارم / تنها سخن من این است که تنها راه نجات کشور ما جدا نگهداشتن دین از سیاست است و مادامی که سیستم مدیریتی کشور با "تقوا" اداره می شود نه تنها در امور اجتماعی/سیاسی/اقتصادی/فرهنگی کشور پیشرفتی حاصل نمی شود بلکه روز بروز وخیم تر و وحشتناک تر می شود زیرا که علم و تکنولوزی و پیشرفت هیچ گونه(تکرار می کنم"هیچگونه") ارتباطی با "تقوا" ندارد و تنها دلیل رنسانس و اوج گیری اروپا و کشورهای پیشرفته( و مفید به حال بشریت)/ پشتکار/تلاش و بکار گیری علم و منطق در اداره امور می باشد.
به امید روزی که صبح زود زندگی اجتماعی خود را به عنوان یک انسان منطقی و با خرد آغاز کنیم و شبانگاهان در محیط خصوصی خود با هر آیین و مذهبی که دوست داریم روح خود را جلا داده و آماده خدمت رسانی در روز بعد شد.
بحث بر سر اینکه هدف جمهوری اسلامی از این خود زنی ها و برنامه های تلوزیونی چیست؟ و اینکه چه اهدافی را دنبال می کنند را به بعد موکول می کنم / نکته مورد نظر من "تقوا"ی قاضی مرتضوی می باشد.
توجه کنید وقتی که اساس و چارچوب یک حکومت بر پایه یک آیین و یا مذهب پوسیده و نا معقولی مانند اسلام پایه گذاری شده باشد و به اصطلاح یک حکومت اسلامی بر جامعه حکمرانی نماید و معیارهای شرعی و اسلامی جهت تشخیص شایستگی افراد مورد استفاده قرار گیرد/ کیفیت دیالوگ ها و سطح خرد پذیری آنها چقدر تنزل می یابد.ببینید که حکمرانی حکومت اسلامی بر کشور مسئولیت های مدیریتی کشور را به عهده چه قماش افرادی سپرده است.حالا دیگر براحتی می توان نتایج شیوه های مدیریتی حکومت اسلامی را با دلایل موفقیت مدیرانش مقایسه کرد و فهمید که دلیل این "شلم شوربا" در ایران چیست!
لطفا هم اکنون تصور نمایید چه تعداد مدیرانی در این کشور با کمک "تقوا"ی خود در سمت های مدیریتی حود موفق می شوند و لطفا تصور کنید که چه تعداد جوان تحصیل کرده و آماده به بازده ای در زمینه تخصصی خود تحت مدیریت این افراد با "تقوا" مشغول به کار هستند . تصور کنید که انرزی این گروه اجتماعی که تشنه یاد گیری و کسب تجربه می باشد چگونه به هدر می رود وچگونه دچار سر خوردگی می شوند.من به عنوان یک جوان ایرانی که تحصیلات مهندسی دارم چون تجربه کار در ایران و هم در خارج ایران را دارم بطور کاملا ملوموسی می توانم "تقوا"ی مدیران در ایران را حس کنم و تفاوت میان یک مدیر با تقوا در حکومت اسلامی با یک مدیر بی تقوا در یک حکومت غیراسلامی را ببینم.
لطفا یکبار دیگر تاثیرات اسلام بر کشورمان ایران را ارزیابی کنید و ببینید که بطور مستقیم و غیر مستقیم ما چه هزینه های را باید بپردازیم تنها به این دلیل که حکومت در ایران اسلامی می باشد.تصور نمایید اگر ایران با تمامی امکانات منحصر بفرد زئوپولیتیکی و منابع انرزی دارای یک نظام سکولار ودذموکراتیک بود / مطمئنا در یک جایگاه آبرومندانه تر و بهتری می بود.من قصد بی احترامی به عقاید و دین هیچ کسی را ندارم و همیشه سعی بر احترام به اعتقادات شخصی افراد دارم / تنها سخن من این است که تنها راه نجات کشور ما جدا نگهداشتن دین از سیاست است و مادامی که سیستم مدیریتی کشور با "تقوا" اداره می شود نه تنها در امور اجتماعی/سیاسی/اقتصادی/فرهنگی کشور پیشرفتی حاصل نمی شود بلکه روز بروز وخیم تر و وحشتناک تر می شود زیرا که علم و تکنولوزی و پیشرفت هیچ گونه(تکرار می کنم"هیچگونه") ارتباطی با "تقوا" ندارد و تنها دلیل رنسانس و اوج گیری اروپا و کشورهای پیشرفته( و مفید به حال بشریت)/ پشتکار/تلاش و بکار گیری علم و منطق در اداره امور می باشد.
به امید روزی که صبح زود زندگی اجتماعی خود را به عنوان یک انسان منطقی و با خرد آغاز کنیم و شبانگاهان در محیط خصوصی خود با هر آیین و مذهبی که دوست داریم روح خود را جلا داده و آماده خدمت رسانی در روز بعد شد.