Tuesday, July 31, 2007

دیگر هیچ چیز مقدس نیست

من یک جوان 27 ساله هستم و باید بگویم که من خیلی به هم نسلان خود افتخار می کنم به این دلیل که ما یک قدم بسیار اساسی و مهم به نام تقدس زدایی را برداشته ایم و گرد و قبار تقدس را از تمام اوهامات و خیال پردازی های نسلهای گذشته زدوده ایم .آری ما نسل جدید هستیم و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه سوال نا پذیری را نمی دهیم و اگرنتوانیم موضوعی را با منطق خود بفهمیم خط بطلان بر آن کشیده و بدون هراس به آن "نه" میگوییم . این فضای فکری حاکم بر نسل جوان در ایران می باشد و حاکمان فعلی ایران چه بخواهند چه نخواهند بایست با این واقعیت روبرو شوند.
"مقدس" در معنای لغوی یعنی سوال ناپذیر بودن این وازه در ایران امروز برای مفاهیمی مانند نظام مقدس/امامان مقدس و یا کتاب مقدس بکار می رود اما متاسفانه طراحان این مفاهیم ابلهانه هیچگونه شناختی از ما نسل جوان ندارند و کماکان در توهمات باطل و پوسیده خود در حال سعی و خطا هستند. برای من دیگر قران مقدس نیست و من بدون هراس آنرا خوانده و نقد می کنم(بودن وضو) / برای من هیچوقت نظام جمهوری اسلامی نقد ناپذیر نبوده است و نخواهد بود من هر آنچه را که با عقل و منطق سال 2007 منافات داشته باشد را نقد می کنم و بدون هراس آن را به سلاخ خانه خرد گرایی خواهم کشاند خواه نبوت محمد باشد خواه ولایت فقیه علی خامنه ای خواه فریبکاری های محمد خاتمی/من می خواهم این پیام را به شما بدهم که ما ماه را برای دیدن تصویر امام خمینی نگاه نمی کنیم / ما ماه را برای یاد آوری افسانه موهوم "شق القمر محمد" نگاه نمی کنیم /ما ماه را برای تعیین اوقات حج نگاه نمی کنیم / ما ماه را برای مطالعات ستاره شناسی نگاه می کنیم و یا آن را شبی که مست از باده در کوه و دشت هستیم برای لذت بردن از زیبای اش به نظاره می نشیم.
پیام اصلی من در این نوشتار به تمامی دست اندر کاران سیاست در ایران می باشد / من می خواهم یه شما بگویم که شما باید راهکارها و سیاست هایتان را بر اساس خرد و منطق پایه ریزی کنید (در اینجا لازم به ذکر است که بنده شخصا هیچ تفاوتی میان اصلاح طلب و اصول گرا قائل نمی شوم و معتقدم که همگی سرو ته یه کرباسن) واگر دین و آیین تان اجازه این خرد گرایی را به شما نمی دهد متاسفانه باید به شما بگویم که شما محکوم به فنا هستید.
حاکمان جمهوری اسلامی واقعا باید بسیار کودن باشند که تا به حال متوجه نشده اند که حکوت اسلامی دیگر کاربرد ندارد و حکومتی بغیر از یک حکومت سکولار توانایی بقاء در ایران را ندارد.
بحث در این مورد بسیار مفصل می باشد و "انشا الله " در روزهای آینده نظرات خود را خواهم نوشت.

Sunday, July 22, 2007

امام زمان لخت و عريان ظهور می کند


از سایت رسانه خبری
تعارضات عقلی در چند حدیث مستند شیعی
o مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ـ (منبع: من لا يحضره الفقيه - جلد يک، ص. ۵۳)
o در ادرار ائمه آلودگی نيست! – "ليس فی بول الائمه استخباث" – ( منبع: انوار ولايه، ص. ۴۴۰ )
o خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! – "شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر" ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ )
o نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! – "النظر الی فروج النساء يورث العمی"- (منبع : من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶ )
o آه اسم خدا ست!- "آه اسم من اسماء الله الحسنی" - مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸
o ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ـ "ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام" – ( منبع : کتاب البرهان جلد، ۲ ص. ۳۲۷ )
o ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است ! ـ ( الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳)
o امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد!، با پا وبراحتی متولد ميشود!، جنب نميشود!، اگر بخوابد قلبش بيدار است، چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است!، همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! ـ "يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه" ـ ( منبع : اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه )
o امام زمان لخت و عريان ظاهر ميشود! ـ "انه سيظهر عاريا امام قرص الشمس" ـ (منبع: حق اليقين، ص. ۳۴۷ )
o ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی، مگر نمی دانی کفش سياه نور چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند؟ . بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود!. ـ "عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و………" ـ ( منبع : کتاب خصال شيخ صدوق ..ابن بابويه باب سوم جلد یک، ص. ۹۹ )
o روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ "عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ………" ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله )
o از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب، و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! ـ "عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات" ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی)
o خوردن خاک نفاق می آورد! – "اکل الطين يورث النفاق" ـ ( منبع: الکافی جلد۲- ص۲۶۵ ). خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! . ـ "اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء"- ( منبع: اصول کافی جلد ۳ - ص ۳۸۷)
o توسل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود!.ـ " التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين" ـ ( منبع : باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵ )
o امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود!. ـ " لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث "ـ ( منبع: اصول کافی کتاب الحجه - باب مولد حسين ابن علی )
o پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ـ " لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما" ـ ( منبع: اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد النبی(ص) - جلد يک ص ۳۷۳ )
o فاطمه زهرا (س) حيض نميشده است! ـ "عن ابی الحسن قال ان بنات الانبياء لا يطمثن" ـ ( اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد الزهراء - جلد يک ص. ۳۸۲ )
o در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهشان بود ! و علی میگوید رسول خدا بين من و عايشه خوابيد ! و هنگاميکه رسول خدا شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم ! ـ " قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل ……….." ـ ( منبع: بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احياء التراث العربی - بيروت بحار الانوار ص. ۲۹۷ )
o هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد …محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ـ "لما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و ……" ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸)
o علی(ع) بر روی ابرها پرواز ميکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنورديد! . ـ "ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا" ـ ( منبع: تفسير الميزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲ بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸)
o رعد و برق آسمان از تدبير علی است! . ـ " قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص" ـ ( منبع: المفيد ص ۳۲۷ بحار الانوار جلد ۲۷ ص ۳۳ )

Thursday, July 19, 2007

عقل و سنت از ديد علمای شيعه http://www.notobs.com/farsi/satire/


عده ای از علمای شيعه ۱۲ امامی گفته اند که آخرين کلمات حسين در شب دهم محرم اين دو کلمه بوده٬ توکل و تقدس. و منظورش از ذکر آن دو کلمه عبارت از روشی بود که بايستی پيروان او و فرزندانش در پيش بگيرند.

توکل در مذهب شيعه ۱۲ امامی بدون قيد و شرط است. توکلی که دارای قيد وشرط باشد توکل شيعه نيست. توکل در شيعه ۱۲ امامی اين است که يک شيعه مذهب٬ اطاعت از امام را واجب بداند و ايمان داشته باشد که او ناظر بر اعمال خود و جامعه است. وقتی دستوری از طرف امام صادر ميشود بدون خواستن توضيح٬ بموقع اجرا بگذارد. برای اينکه توضيح خواستن راجع به دستوری که از طرف امام صادر ميشود به مفهوم شک کردن راجع به صحت تشخيص امام ميباشد. يک شيعه مذهب٬ امام را دانای مطلق ميداند و نبايد در صحت او ترديد کند.



يک شيعه مذهب٬ بايد ائمه ۱۲ گانه را موجوداتی مافوق بشر بداند و برای آنها قائل به مرتبه ای مافوق انسان باشد که در عرف آن را مقام آسمانی می خوانند.



يک شيعه مذهب که معتقد به تقدس است٬ ايمان دارد که ائمه ۱۲ گانه فقط از حيث شکل انسان بودند و هستند و ماهيت آنها آسمانی است.



استخراج قواعد دين از تازينامه در علم اصول دارای مقرارتی است که دانشمند اصولی با رعايت آن مقرارت بايد احکام دين اسلام را استنباط کند. يک دانشمند اصولی ۱۲ امامی قواعد دين را از چهار منبع استخراج می کند. اول تازينامه ٬ دوم سنت٬ سوم اجماع٬ چهارم از عقل.



اول تازينامه٬ دانشمند اصولی وقتی دو يا چند آيه تازينامه را با هم مطابقت کند و از آنها حکمی استخراج نمايد که مورد قبول علمای اسلامی نباشد٬ ممکن است دچار تکفير گردد. دومين منبع٬ که دانشمند اصولی شيعه احکام و قواعد را از آن استخراج ميکند٬‌ سنت است. سنت در علم اصول نزد علمای شيعه ۱۲ گانه عبارت است از آنچه که از پيغمبر اسلام و ائمه ۱۲ گانه بجا مانده و آنها غير از آن چيزی را به عنوان سنت قبول ندارند. دانشمندان اصولی چند قاعده برای شناسايي احاديث ائمه ۱۲ گانه دارند که عبارت است از اينکه حديث مغايرت با تازينامه نداشته باشد٬ زيرا ائمه ۱۲ گانه چيزی نمی گفته اند که با تازينامه مغايرت داشته باشد.

چهارمين منبع يا ماخذ٬ برای استخراج احکام از طرف دانشمندان اصولی ... عقل .... است. در اين مرحله دانشمند اصولی از عقل خود جهت استنباط احکام و قواعد دين استفاده می کند و مبادرت به اجتهاد مينمايد. چون هر چه بفهمد و بگويد از خود اوست و بديگران مربوط نيست. ولی عقل دانشمند اصولی شيعه مذهب بايد با توجه به سه اصل مذکور در فوق يعنی٬ تازينامه ٬ سنت و اجماع بکار افتد و نه اينکه عقل خود را مانند يک فيلسوف بکار بيندازد که محدود به هيچ حدی نيست.



عقل يک دانشمند اصولی وقتی بکار ميافتد نبايد از حد تازينامه تجاوز کند و نيز نبايد از حدود سنت و اجماع تجاوز نمايد.

گفتيم رکن چهارم که دانشمند اصولی بدان وسيله قواعد و احکام دين اسلام را استنباط می کند ... عقل ... است و نيز گفتيم عقل در علم اصول نميتواند از حد سه رکن ابتدايي تجاوز نمايد. اگر از حد آن تجاوز کند دانشمند اصولی متهم به تکفير می شود.

بعلت مذکور در فوق و استفاده نکردن از عقل بطوری که مغاير با سه رکن٬‌تازينامه٬ سنت و اجماع باشد٬ دايره استفاده از عقل دانشمند اصولی محدود می شود.



اين کوته شده ای بود از شيعه گری ۱۲ امامی٬ عقل و سنت از ديدگاه علمای شيعه آمده در برگهای ۲۸۷ تا ۲۹۴ دفتر امام حسين و ايران نوشته کورت فريشلر آلمانی. برگردان شده از سوی ذبيح الله منصوری چاپ محمد حسن علمی٬ چاپ سيزدهم ۱۳۷۷. که درمی يابيم همه چيز در اسلام و شيعه گری باز ميگردد به همان کلام الله و نشان دهنده اينست که همه سر وته از يک کرباسند.



آنجا که يک دانشمند بايد از خرد خود بهره بگيرد و بتواند دريافت خود را از کلام الله بازگو کند٬ خود تازينامه و سنت با پوزه بند دهانش را می بندند که لال باشد و سخن نگويدتا مبادا کسی بيدار و هشيار گردد. نتيجه همان ميشود که در آغاز شيعه گری هم آمده است.



يک شيعه بايد تنها شنونده و فرمانبردار باشد٬ نه پرسش کننده٬ همانگونه که در اسلام هم٬ همه بنده و برده و ...تسليمند....



بهره يک مسلمان و يا يک شيعه ۱۲ امامی از اسلام و شيعه گری جز اين نيست که لال باشد٬ کر باشد٬ کور باشد و بی خرد باشد. در اين آيين بهره ای بيش از اين برايشان پيش بينی نشده است. در غير اين صورت در اين جهان تکفير و اعدام است و در جهان ديگر شکنجه گاه دهشتناک الله چشم براه کافران.



خرد به ما اين ياری را بهد تا اندکی بينديشيم که خدای گردنه بند و گردنه بندان٬ خدای عشرتکده دار٬ خدای شکنجه گر٬ خدايي که بنده و برده و کنيز مي آفريند٬ خدای در خور ستايش نيست٬ که بنده آل محمد و در خور همه گونه سرزنش است.



به اميد بر آگاهی٬ بيداری و هشياری.

Wednesday, July 18, 2007


بررسي تضاد دين و دموكراسي


اصول متضاد :
حقيقت شناخته شده است ، وحي بر پيامبر نازل شده و كلمه، كلمه كتاب مقدس بر حقيقت استوار است و از طرف خداوند نازل گشته است ، كل كلام آنكه : بر يك سري از اطلاعات يقين مطلق است.
حقيقت شناخته شده نيست ، وحي قابل قبول نيست ، كتاب مقدس به دست انسان معمولي نوشته شده ، و كل كلام آنكه : بر هر نوع اطلاعات شك است و به هيچ اطلاعاتي يقين مطلق نيست .
نتايج اصل يك :
حال كه اين طور است ، آزمون و خطا بر انسان جايز نيست و بنابرآن انسان بايد حرف وحي را بشنود و مطلقاً مطيع فرامين پروردگار يكتا باشد . پس بعد از پيامبر بايد شخصي را جستجو كرد كه فرامين الهي و قوانين اش را به خوبي بشناسد ، و البته بايد حكومتش مطلقه باشد . استبداد ديني جايز است تا به خوبي حقيقت به اجرا گذاشته شود ، و آنگاه كه به اجرا گذاشته شد ، انسان به خوشبختي و سعادت خواهد رسيد و آنها كه به اين حقيقت ايمان ندارند ، در اثر ديدن واقعيات به آن ايمان خواهند آورند .
حكومت مطلقه ديني واجب است .
ارزشها عبارتند از :
حكومت مطلقه ديني ، ايمان به حقيقت ، اطاعت مطلق و بدون چون و چرا ، تقليد از مراجع ديني ، دين .

نتايج اصل دوم :
در اين مورد اساساً فرض بر اين است كه به هر‌چيز حتي دين و عقايد ديني شك است و به هيچ‌چيز يقين مطلق نيست . بدان معنا كه هميشه احتمال ابطال شدن وجود دارد . پس به كتاب مقدس يقين مطلق نيست‌.
به نظريه نيوتن و انيشتن هم يقين مطلق نيست . والي آخر ?
پس حال كه اين طور است و ما به عقايد خود يقين نداريم كه بر حقيقت استوارند پس چرا بايد آنها را به انسانها تحميل كنيم ، و اينجاست كه نظريه آزادي مطرح مي‌شود . آزادي در دين ، عقيده و انديشه و تبليغ و اعمال تا به آن جا كه به ديگران آسيب نرساند . حكومت هرچه بايد باشد ، ديني نبايد باشد . هيچ استبداد و ديكته ديني جايز نيست . پس دنياگرايي ?سكولاريسم? مطرح مي‌شود . يعني قوانين ، اصول و سياست و برنامه‌ريزي ها بايد بر اساس علم باشد نه مذهب .
ارزشها عبارتند از :
آزادي ، جدايي دين از هرچه كه به اجتماعيات مربوط است و البته نه فرديات . حقوق فردي و اجتماعي .
نكته : دموكراسي تنها يك شيوه نظارت است ، نه نتيجه لازم اين اصل .

پايان