Monday, August 13, 2007

اسلام سیاسیون و غیر سیاسیون

یکی از دلایلی که توده مردم عملکرد حکومت اسلامی در ایران را مغایر با اسلام می دانند و وازه " آقا اسلام واقعی این نیست " را دمادم بکار می برند این است که این توده ساده دل و همیشه گریزان از خرد تمامی قرآن را خود مطالعه نکرده اند و فقط سوره های مکی نقل شده توسط ملاهای پا منبری را بعنوان پیام قرآن قلمداد می کنند.غافل از اینکه این کتاب دارای بخشی به نام سوره های مدنی نیز می باشد.
اگر این ساده دلان آگاهی بیشتری از دین مورد استفاده توسط حکومت دینی شان داشته باشند به نظر من جواب بسیاری از سوءالات شان را خواهند یافت.
البته لازم به ذکر است که حاکمان حکومت اسلامی در ایران نیز بد نیست هر از چند گاهی یک گوشه چشمی به سوره های مکی قرآن نیز بیندازند و ببیند که الله شان در آن 13 سال اقامت محمد در مکه چه آیاتی را بر رسولش نازل کرده و چه دستوراتی به او داده است.
لازم به یادآوری است که محمد در 13 سال اول رسالتش که در مکه بود / بیشتر نقش یک مرد پارسای مهربان را بازی کرد و فقط از مهرو محبت و دوستی صحبت کرد و فقط از صفاتی چون غفور و رحیم و ... در مورد الله اشتفاده کرد ولی متاسفانه این روش تبلیغ محمد تنها تعدادی کمتر از 300 نفر را در طول 13 سال گرداگرد محمد جمع کرد . سپس محمد تصمیم به هجرت گرفت و به مدینه رفت او پس از هجرت به لطف 63 غزوه اش به قدرت و ثروت زیادی رسید که البته متاسفانه این قدرت بدست آمده از راه "غزوه" ها به الله نیز سرایت کرد وبه طور کلی هم فرمان های صادر شده از طرف الله در این دوران (سوره های مدنی) و هم صفات اش(جبار / مکار / قهار ...) تغییر اساسی کردند و محمد نیز از آن ژاهد پارسا که مسیح وار مردم را راهنمایی می کرد به یک حاکم بی رحم و تند خو بدل شد که تنها در یک روز 700 نفر از طایفه بنی قریظه را گردن زد.
برایتان تنها چند نمونه از سوره های مکی و مدنی را می آورم که منظورم را واضح تر و مستند تر منتقل نماییم:
سوره های مکی
آیه 6 سوره شوری "آنچه را که خدا بر تو فرستاده به مردمان ابلاغ کن تا رسالتت را انجام داده باشی / ولی بر تو جز این ابلاغ وظیفه ای نیست"
آیه 12 سوره هود " مبادا ای رسول که از ابلاغ برخی از آنچه که بر تو وحی کرده ایم خودداری کنی / زیرا که وظیفه تو تنها اندرز دادن به خلق و هشدار دادن به آنهاست "
آیه 60 سوره شوری "ای رسول / آنانکه غیر از خدا را به پرستش برگزینند خداوند خود نگهبان اعمال آنهاست و تو مسول کردارشان نخواهی بود"
سوره ق آیه 50 " ما خود بدانچه آنان میگویند از تو آگاه تریم / و تو حقی و تسلطی برآنان نداری".
سوره های مدنی
سوره مائده آیه 33 : " مجازات کسانیکه با خدا و فرستاده اش می جنگند و برای فساد در زمین کار می کنند جز این نیست که یا کشته شوند و یا به دار آویخته شوند و یا دست و پای آنها بر خلاف همدیگر بریده شوند. این خواری آنها در دنیاست و در آخرت نیز بالاترین مجازات را خواهند داشت."
سوره احزاب آیه 60 و 61 : " اگر منافقین و کسانیکه مرض دارند و افراد هرزه شهر نیز دست بر ندارند به تو امکان برخورد با آنها را می دهیم و پس از آن جز تعداد کمی از آنها همسایه تو نخواهند بود.هر جایی که پیدایشان شود نیز دوره کرده شده و کشته خواهند شد."
سوره نساء آیه 89 : "منافقین آرزو می کنند که کاش شما هم مانند آنها بی ایمان شوید که با آنها یکی شوید. کسی از آنها را مسئول خود نکنید تا اینکه در راه خدا مهاجرت کنند. اگر دلیلی آورده و روی گرداندند آنها را بگیرید و هر جا یافتید بکشید."

اگر این جواب به ذهنتان خطور کرد که دلیل این همه آیات خون و کشتار جهت دفاع محمد از خود وپیروانش بوده است / بایست این را به آگاهی تان برسانم که از میان 63 غزوه محمد در مدینه 60 غزوه تهاجمی بوده و تنها 3 غزوه تدافعی بوده است.
در اینجا این نکته به ذهن من خطور می کند که براستی اسلامی که حکامان جمهوری اسلامی در ایران مد نظر دارند همانا سوره های مدنی قرآن می باشد ولی اسلامی را که توده نا آگاه ایران دوست دارند فقط سوره های مکی می باشد. در اینجا این نکته مطرح می شود که با فرض اینکه محمد بدلیل وصل بودنش به الله و معصوم بودنش توانست میان این دو چهره اسلام توازن را برقرار کند و بدلیل نبی بودنش با کمک نیروهای آسمانی اش توانست با کمال عدل و انصاف جهت اداره حکومت اسلامی اش به حق در برخی از مواقع از سوره ای مدنی استفاده کرد و در برخی دیگر از مواقع از سوره های مکی. ولی آیا بعد از محمد می توان حاکمی هم درجه با محمد از لحاظ انصاف وعدل و ملکوتی بودن جهت حکمرانی بر حکومت اسلامی یافت که بتواند این توازن در شدت و حدت احکام را برقرار کند ؟؟؟
متاسفانه بایست بگویم که جمهوری اسلامی در ایران اسلام را به دو بخش اسلام سیاسیون (سوره های مدنی) و اسلام غیر سیاسیون (سوره های مکی) تقسیم کرد و همچنان تنها با بکارگیری اسلام سیاسی سعی در اداره حکومت اسلامی دارد. توده ساده دل و نا آگاه ایران نیز همچنان به تیر اندازی در تاریکی خود ادامه می دهند و جهت رسیدن به حکومت اسلامی خیالی خود به آنان اجازه ادامه بقاء را می دهند غافل از اینکه تعریفی که نسل جوان از جامعه ایران دارد در قالب حکومت اسلامی قابل به دستیابی نمی باشد.
به امید روزی که با کمک خرد بتوانیم در کشور اهورایی مان بدون حضور حکمرانان ایدوئولوزیک به یک حکومت سکولار دست بیابیم.