Tuesday, August 28, 2007

تحریم ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول توسط آيت الله صانعي

خبر جالبی درمورد تحریم ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول توسط آيت الله صانعي رو شنیدم ولی همزمان آیه 3 سوره نساء را به یاد آوردم : پس نکاه کنید انچه خوش آید شما را از زنان دو / سه و چهار و اگر هم بیم داشته باشید که به آنها عدالت نورزید هر یک تنها یک زن اختیار کنید و چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید که این ترک ستمکاری است.
در اینجا باید توجه کنید که الله حرفی از اجازه همسر اول نزده است و تنها به دلیل ترس از بی عدالتی به آنها پیشنهاد بسنده کردن به یک زن را داده است و یا اینکه به آنها پیشنهاد اکتفا کردن به کنیز خود را داده است که البته نحوه آن را توضیح نداده است که آیا آن اکتفا باید با رضایت کنیز باشد و یا اینکه به صورت زورگیری و تجاوز ...

به هر حال بحث بر سر قسمت اول آیه می باشد که سخنی از اجازه همسر اول برای ازدواج مجدد نیامده است.
لطفا فکر نکنید که من یک انسان متعصب ضد دین هستم و به طور غیر منطقی با هر چیزی که از دین صادر می شود مخالفت می کنم حتی اگر این خروجی مثبت و منطقی باشد.
دلیل مخالفت ام را با یک مثال آغاز می کنم : فرض کنید که بر روی بدن یک جوان خوش اندام و ورزشکار خالکوبی بسیار زیبایی وجود دارد می شود گفت که این خالکوبی بر بدن عضلانی این شخص بسیار زیباست ... لطفا یک بار دیگر آن تصویرزیبا بر بدن آن شخص را وقتی که او 90 ساله شده است تصور کنید ....یک تصویر زشت و مشمئز کننده می بینید که به طور آزار دهنده ای زشت می باشد و نمی توانید آن را ترمیم و یا اصلاح کنید. تنها راه رهایی از آن یک جراحی پلاستیک می باشد که توسط یک پزشک متخصص بوسیله آخرین و به روز ترین تکنیکها و تجهیزات پزشکی انجام پذیرد.
هدف من از به چالش کشیدن این فتوای آقای صانعی این است که می خواهم این نکته را برایتان روشن کنم که : در حکومت های ایدولوزیکی که اساس و پایه حکومت برمبنی یک حکم و یا کتابی است که برچسب مقدس بودن را داراست / اینگونه خود زنی ها و یا به قول معروف منسوخ نمودن ها تاثیرات بسیار مخربی دارد و اگر همچنان به نسخ کردن بخش های از آن ایدولوزی ادامه داده شود / پس از مدتی آن ایدولوزی شکل و فرم اصلی وذاتی خود را که با آن پرورش یافته است را از دست می دهد و از یک طرف به سود بران از آن ایدولوزی اجازه سوءاستفاده ابزاری از آن را خواهد داد زیرا این تغییرات در بعضی از احکام به هیچ عنوان در مشروعیت حاکمان سود بر از آن تاثیر نمی گذارد و به دلیل کوچک بودن و تدریجی بودن تغییرات توده گول خورده مردم همچنان با دیدی مقس گونه به حکامان می نگرند و حاکامان نیز می توانند همچنان به استفاده ابزرای خود ادامه دهند. به عبارت دیگر حکامان جمهوری اسلامی هم از کاه می خورند و هم از کاهدان / به این معنی که اینان هم می خواهند به جامعه تحمیل کنند که دین و حکومتشان آسمانی و مقدس می باشد و هم از طرف دیگر می خواهند هر از چند گاهی تغییراتی در اساس و بنیاد ایدولوزی خود جهت دلخوش کردن و یا به عبارتی شیره مالیدن بر سر مردم انجام دهند.
و از طرف دیگر این تغییرات تدریجی پس از مدتی از آن ایدولوزی یک شیر بی یال و دم می سازد . به این معنی که اگر همچنان آیت الله ها به تغییر در نس صریح کتاب مقدس و آسمانی شان ادامه دهند پس از مدتی همان توده ساده دل جامعه نیز اعتماد خود را نسبت به کتابی که آن را مقدس فرض می کنند ازدست خواهند داد و بخصوص اگر از لحاظ سنی و رشد فکری توانایی تغییر در تفکرات و اعتقادات مذهبی را نداشته باشند / دچار سرگردانی و پریشانی در اعتقادات و امور معنوی شان خواهند شد.
از طرفی لازم به ذکر است که این آیات عظام چرا به جای عقب نشینی کردن و حذف کردن بعضی از احکام شروع به تفکر کردن و پیش کشیدن مفاهیم اجتماعیی که متناسب با جامعه امروز می باشد نمی کنند !؟ ویا به عبارت دیگر اینان چرا بدون روشن کردن چراغی در فراسوی حکومت شان همچنان در حال خاموش کردن چراغ می باشند ! به نظر من دلیل اش این است که می دانند راهکار ها و رهنمود های موجود که بر اساس آیین و دینشان می باشد دیگر جوابگوی جامعه نمی باشند و بجز رسوایی و مچل شدن عایدی دیگری برایشان ندارند. براستی می شود گفت که دینشان ظرفیت و قابلیت این تغییرات را ندارد همانطور که آن نقش خالکوبی بر اندام آن پیرمرد دیگر قابلیت ترمیم را ندارد.
نکته اصلی بر سر این است که این تغییرات همانند کشتن حشرات موذی ناشی از یک گنداب بدون خشکانیدن آن گنداب می باشد.ما نسل جوان بجای هدف گیری شعله های آتش بایست منبع آتش را از بین ببریم و اجازه به زیر خاکستر رفتن را به آن آتش ندهیم.
به امید ایران سکولار.